تبليغاتX
قاصدک - نسیم خاطره
کوچیک بودم قلبم خالی از هرچه دورویی

احساسم ساده وپاک

روشنایی را پشت سرمی گذاشتم وتنها سیاهی را در فردا می دیدم

دستانم سخاوتمندی را به ارث برده بودو نگاهم صداقت رافرا گرفته بود

واما اکنون ویرانه ای بیش نیستم

کلاغ هایی که هر روز سرنوشت مرا غارغار می کننُ وبه سادگی دختر بچه ای افسوس می خورند که روزی مهربانی را تقدیم باد کرد.......

او رفت وتنها نسیم خاطره است که می وزد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 17:35  توسط عارفه |